الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

190

الغدير ( فارسى )

( 2 ) ابن حماد غديريهء ديگرى در ثناى امير المؤمنين عليه السّلام سروده است ، از آن جمله : - به جان خودت سوگند ، اى جوانمرد غدير كه تويى آزادمرد ، سالار و سرور . - تويى برادر مصطفى برترين خلايق و هم جان او در مباهلهء با خصم . - تويى همريشهء با رسول و داماد پاكش ، پدر شبر و شبير . - تو آن آزادمردى كه به دنيا ارج ننهادى ، آرى على در اين ويژگى يكتاست . - چشمه‌اى جوشان از دل كوه سر برآورد ، بسان گردن شتر . - بشارت‌دهنده باشتاب آمد و گفت : مژده باد اينك آب خروشان ! على فرمودش بشارت به وارثان . - به خدا سوگند كه آن را وقف كردم ، در راه كردگار عزتمند بااقتدار . - مىفرمود : اى دنياى پست ! ديگرى را بفريب كه من مفتون نخواهم گشت . - با همسرش فاطمه در برابر آزارها صبورى گرفتند و به والاترين پاداش صابران رسيدند . - ام ايمن گفت : نيمروزى هنگام استراحت ، به ديدار زهرا شدم . - پيش رفتم ، شگفتا ! دستاس ناله‌كنان مىچرخيد و فاطمه ناپيدا بود . - بر در حجره شدم ، با دلهره و اضطراب به در كوفتم و پاسخى نشنيدم . - نزد مصطفى شرفياب گشتم و آنچه ديده و شنيده بودم ، بازگفتم . - فرمود : سپاس پروردگار را كه اين نعمت گرانبار را به دخترم زهراى بردبار بخشيده است . - خداى عطابخش او را خسته و كوفته يافت و سنگينى خواب را بر او غالب ساخت . - و فرشته‌اى را بر دستاس موكل فرمود تا گندمش را آرد نمود ، و من خرم و شادان بازگشتم . - همو بود كه با فرمان حق عقد او با زهراى پاك‌طينت در آسمانها برگزار شد . - كابين او خمس زمين مقرر گشت ، از منابع طبيعى و آنچه بر آن رويد و زايد . - على است سالار مردان و زهرا ، سرور زنان و اين هم والاترين كابين .